"مقدمه"
بعلت زورگویی گروه فشار ازتهران ، فعلا از ارائه پست جدید و بروز رسانی این وبلاگ معذور هستم. قربون شما علی بی غم
ما هستیم نسل سوخته... 
ما نسل سوخته انقلاب ایران هستیم. نسلی که نه لذت دوران شاه را برد نه خیری از روزگار امام خمینی دید....نسل جنگ، بمبارانها و موشک باران ها، کتک های بی دلیل تو خیابان و نسل ایست بازرسی ها و دوران بگیر و ببند مطلق ایران، نسلی که یا دستگیر شد یا به زندان افتاد و یا کشته شد، نسلی که یا جبهه رفت یا جانباز شد یا شهید دفاع مقدس.. نسلی که یا آواره دنیا شد یا مقیم کمپ های پناهندگی یا همانجا از غصه دق کرد مرد.. نسلی که تا چشم باز کرد جز جنگ و خون ریزی تو سری زدن چیزی ندید ، نسلی که دوران شکوفایش بازی شطرنج بود که به گفته علمای آن زمان حکم ۷۰ بار زنا با مادر خود را داشت، نسلی که برای گوش دادن به هر نوع موسقی شلاق میخورد و برای داشتن نوار کاست زندان میرفت، نسلی که نه حق رای داشت نه حق شکایت نسلی که تا حرفی میزد به بهانه جنگ خفش میکردند، نسلی که جوانها به جای بازی بچه گانه و تفریح باید به نمازهای جماعت اجباری و حسینیه ها میرفتند نسل گشتهای کمیته و ثار اله که بی خود و بی جهت بهت گیر می دادند. نسل سرباز بگیری تو خیابانها نسلی که اگر در خیابان با دوست جنس مخالف دستگیرت میکردند باید باهاش ازدواج میکردی! نسلی که برای راه رفتن با مادر یا خواهر خود باید شناسنامه همراه داشتی نسلی که در عروسی گذاشتن آهنگ جرم بود چه برسه به مختلط بودن نسلی که شبها تفریحش نگاه کردن تیر اندازی ضد هوایی به طرف بمب افکنهای عراقی بود نسلی که در مدارس بی جهت از ناظم مدرسه یا کتک میخوردی یا در جلوی انجمن اسلامی تنبیه میشد...نسلی که برنامه درخواستی رادیو آن به این صدا میگفت: " توجه توجه علامتی که هم اکنون میشنوید اعلام خطر یا وضیت قرمز است و معنی و مفهم آن این است احتمال حمله دشمن میباشد لطفا محل کار و یا زندگی خود را ترک کرده و به پناهگاه بروید"نسلی که تفریحش چسب چسباندن به شیشه های خانه آبی کردن چراق های ماشین و سنگر بندی به جلوی درب و پنجره زیرزمین ها بود. نسلی که بیشتر عمر خود را در جلوی سفارت ها برای ویزا و یا و مرکزهای نگهداری پناهندگان سپری کرده .نسل دفترچه بسیج و کوپن و سهمیه بندی برق و آب... نسل شیر خشک کوپنی , بنزین کوپنی, گوشت کوپنی, شیر با دفترچه بسیج, تخم مرغ کوپنی, مرغ کوپنی, نان سهمیه ای, حتی لاستیک ماشین با دفترچه بسیج,دهه شصت چی؟ يادتون هست؟ برنامه یکشنبه ها.. دیدنیها، صبح جمعه با شما، نوذری، ویدئو نوار کوچیک تی ۷، گشت جوند الله، مو پشت بلند، کتونی ساق بلند، آتاری، کومودر ۶۴، مادنا، مدرن تاکینگ، آهنگران، آهنگهای درخواستی رادیو آمریکا و رادیو کویت، جنگ جنگ تا پیروزی سر صف مدرسه، شلوار جین زیکو، آورکوت با پرچم آلمان، کتونی سفید چینی، توپ پلاستیکی دو لایه، تیردروازه گل کوچیک، صف سیگار وینستون، باز بگم یا کافیه؟....اگر چیزی از قلم افتاده بی زحمت بگویید که به این متن اضافه کنم.. به ما میگویند دهه چهلی و یا به عبارت دیگر نسل سوخته.. بله ما همان نسلی هستیم که جور اشتباهات دو نسل قبل را کشیدیم و و با همه سختی ها و بد بختیهایی که در زندگی داشتیم امروز دو نسل بعد یعنی دهه شصت و هفتاد هم ارث پدریشان را از ما مطالبه میکنند. با این همه بگیر و ببند انصافا نسلی در این دهه بوجود آمد که تاریخ ایران هنوز آنرا به یاد ندارد و هرگز چنین نسلی بوجود نخواهد آمد که با این همه سختی ها و مشقت ها افرادی بوجود بیایند چه در خارج و چه در داخل یکه تاز آینده ایران و ایرانی باشند. درخارج اکثر غریب به اتفاق یکه تازصحنه علم و دانش و فتح بالاترین مدارج علمی چه در آمریکا چه در اروپا و سایر نقاط دنیا... در داخل هم ... خود بهتر میدانید....
نویسنده: بابک
متولدین دهه چهل دوران کودکی و نوجوانیشان در دهه ۵۰ و ۶۰ بوده, به همین خاطر از دو دهه پر فراز و نشیب تاریخ ایران هم خاطرات تلخ و شیرین فراوانی دارند، که از مهمترین آنها انقلاب ۵۷ ,سالهای جنگ و زندگی در غربت میباشند از این رو تصمیم گرفته شد برای شروع کار این وبلاگ خاطرات تلخ و شیرین یکی از همان دهه چهلی ها را در اینجا منتشر نمایم که با زبان شیرین خودش مو به مو از آن خاطرات را برایتان نقل می نماید و حتم دارم شما دهه چهلی ها با خواندنش هم حسابی بخندید و هم اشگ بریزید. شما هم اگر خاطره ای از این دست دارید برایم ارسال کنید تا اینجا برای نسل های بعدی به یادگار ثبت گردد دوستار شما - علی بی غم.
پروفایل مدیر وبلاگ
من وقتی به آمار وبلاگ نگاه می کنم پیش خودم می گم خیلی بی معرفتی است آدم بیاد تو این وبلاگ به همه موضوعات و مطالب سربزند و عکسهارو تماشا کند ولی دریغ از یک نظر خشک و خالی که حداقل من حساب کارم را بدانم که آیا این وبلاگ به درد بخور است یا خیر؟ ایرادی دارد یا نه؟ نقطه مثبتش کجاست نقطه منفی اش کجا؟ آیا دهه چهلی ها این وبلاگ را می پسندند یا خیر؟ دایی ما که زد برجک مارو پروند مابقی بماند. من در همین جا از دوستانی که در پائین نظر داده اند تشکر می کنم.
نظرات:
| یکشنبه 24 مرداد1389 ساعت: 7:47 | توسط:منصور | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
علی جان دمت گرم خیلی با حال بود!!! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شنبه 13 شهریور1389 ساعت: نویسنده:
علی جان ، دمت گرم.خیلی خوشم اومد از این کارت.گل کاشتی... چاکر داداش | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
| یکشنبه 14 شهریور1389 ساعت: | توسط:پانیشر | ||||
|
علی جوووون قبلا اومده بودم تو وبلاگ ات ولی نظر نذاشته بودم. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ | |||||
| سه شنبه 16 شهریور1389 ساعت: | توسط:داش بهروز | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
جیگرتو و دائی گلت ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||






`✿´♥`✿´`✿´♥`✿´-:¦:-☆✿☆-:¦:-

من دهه چهلی نیستم ولی عاشق همه دهه چهلی ها هستم. در واقع الگوی من در زندگی دهه چهلی ها می باشند و اگر تاکنون موفقیتی در زندگی کسب کردم آنرا مدیون استفاده از تجربیات آن عزیزان می دانم از دهه چهلی ها هرچی مطالبه کنی دریغ ندارند مثل: صفا. دوستی محبت. عشق. معرفت. مهربانی. انسانیت. ایثار و از خودگذشتگی. و همچنین مظلومیت و سوختن تا پای جان ولی دم نیاوردن و... هزاران کلمه و جمله که زبان از بیان آن عاجز است. من این وبلاگ را تقدیم می کنم به دایی هایم و همه دهه چهلی های دوست داشتنی چه خانم و چه آقا.